ابوسعید ابالخیر
ابوسعيد را گفتند: كسى را مى شناسيم كه مقام او آن چنان
است كه بر روى آب راه مى رود…
شيخ گفت : كار دشوارى نيست؛ پرندگانى نيز باشند كه
بر روى آب پا مى نهند و راه مى روند.
گفتند: فلان كس در هوا مى پرد…
گفت: مگسى نيز در هوا بپرد.
گفتند: فلان كس در يك لحظه ، از شهرى به شهرى مى رود…
گفت:شيطان نيز در يك دم،از شرق عالم به مغرب آن مى رود.
اين چنين چيزها، چندان مهم و قيمتى نيست.
مرد آن باشد كه در ميان خلق نشيند و برخيزد و بخسبد و
با مردم داد و ستد كند و با آنان در آميزد و يك لحظه
از خداى غافل نباشد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم فروردین ۱۳۸۴ ساعت 21:9 توسط مریم سلیمانی
|